044
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 8:40
من اما اگر روزی فرزند دار شدم دوست دارم امام حسین ای بارش بیارم ، ولی نه امام حسینی ظاهری مثل امروزی ها ، میخوام باطنش حسینی باشه ، بهش یاد میدم اگر قرار شد امام حسینی باشه ، به هیچ وجه حق نداره به کسی گیر بده اگر دختر باشه یادش میدم حجابش رو کامل داشته باشه ، چادر سر نکرد نکرد ولی حجابش کامل باشه ا...
031
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:55
به چی دلخوش کردی ؟! به اینکه وارد زندگیم شدی و خارج شدی ضربه نخوردی و ضربه زدی ؟ پس گوش کن بلد خان ببین تو وارد زندگی من نشدی خب ؟ من کردمت این من بودم که وارد زندگیم کردمت این من بودم که تو جهان خودم کردمت . یک روز از امیرالمومنین علی (ع) پرسیدند چیشد که علی شدی ؟! حضرت فرمود نگهبان دلم بودم ، منم ...
032
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:54
نمیشه که من مهربون نباشم که تو روت زیاد نشه....وضعیت سفید
035
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:54
دم غروب پنج شنبه شب پیام داد ، نوشت میگم مام خیلی پلشتیم ها همه مردم از این ساعت تا صبح میرن عشق و حال صبح شنبه ام مث من و تو میان سرکار بانشاط خوش اخلاق شاداب ، طبیعی هم هست کسی که نیاز جنسی و عاطفیش برطرف شده باشه تکمیل باشه بایدم حالش خوب باشه ! بیچاره من و تو ! براش نوشتم : تو خواب نـداری؟ نوشت ...
036
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:54
برام نوشت حالم گرفته مهدی ! تقریبا همه کارهامو کرده بودم و آماده خواب بودم ، کولر روشن ، پنکه ثابت روی من و روی بیشترین سرعت پنجره باز ، با شلوارک و عرق گیر رکابی ، خوابیده بودم روی تخت ،شمد قدیمی بابا هم روم بود ، شمد خیلی خوبه چیزی که قدیم خیلی بود و الان نیست نوشتم چرا ؟! گفت نمیدونم شاید چون تنه...
037
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:54
ببین حتما لازم نیست آدما دوست داشتنشون رو تف کنن تو صورتت ، دوست داشتن یعنی بیاد داشتن یعنی فراموش نکردن ، جمعه شب با جمعی بیرون بودیم ، روز تولد من و یکی از اون جمع ، همه برای اون یکنفر کادو آوردن و من هیچی ، این اصلا مهم نیست ، من کشته مرده ی کادو گرفتن نیستم اما از اینکه یکنفر توی جمع یادش باشه ک...
038
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 1:54
زد بهم میگه اگه بعد ازدواجت هم بتونی همین قدر ریز بین و احساسی وعاشق باشی یعنی تو یه پسر خاصی ، بهش میگم فکر کنم ازدواج نکنم ! میگه چرا ؟! میگم یه آدم دیوونه یه آدم احساسی اگر با یه آدم دیوونه و احساسی نباشه هرچی دیوونگی و احساس تو وجودش هست میخشکه !میگه شاید بود میگم هنوز پیداش نکردم !
001
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:30
خبرش هست که بی رو او آرامت نیست ؟! والـا خبرم داشت کار خاصی نمیکرد !
002
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:30
دروغ چرا ؟! حالـا فلانی و فلانی بیان بگن که آدم های از خود راضی و خودخواه را دوست ندارند این چه ربطی به مادارد ؟ اتفاقا برعکس همه من عاشق ادم های لجباز و یک دنده و از خود راضی ام ، آدم هایی که به خودشون اهمیت میدن براشون مهم نیست که فلان کس الان چه حالی داره کمک کنن بهش یا نه ! همون آدم هایی که از م...
003
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:29
طبیعتا سخته فهمیدن این موضوع که وقتی این نیاز عاطفی و جنسی باهم هوار میشه رو سرت دقیقا چه مرگت هست ؟! درد رو باید بلد بود مثلا وقتی پات درد میکنه باید هم پا بدونی چیه هم درد تا بتونی به زبون بیاری بگی پادرد دارم کلی وقت دور خودت میچرخی بعد میفهمی هیچ مشکلی نداری جز نیاز عاطفی و جنسی ! بعد فکر میکنی ...
004
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:29
u200eجانم به شما بگوید عزیزان من ، ما مردها موجودات بسیار شکننده ای هستیم ، خیلی ترد و نازک تر از زنها .. بله تعجب نکنید .. تکیه ما مردها به زن ها تکیه ی عجیبی ست .. از آن مدل هاست که تقریبا همه چیزمان را به یک نگاه ، به یک نوازش سر انگشتان و به یک "دوستت دارم " میدهیم ... ما اصلا مرد نیستیم .. ما ا...
005
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:29
اول که زاییده میشی از شیکم مادرت پا میزاری تو یه جاده صاف گاردریل داره صاف میری میری میری ! بعضیا تا تش میرن بالا پایین داره ولی از جاده بیرون نمیزنی ، بعد یهو مث من یکی میاد بغلت مسته ، یهو یه فرمون میگیره روت ، با همون فرمون که داری با سرعت مستقیم میرونی میکوبونتت به گاردریل ، گاردریل میشکنه میوفت...
006
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:29
معمولا آخر شب ها فشار آب بیشتر بود ، گفتم من فردا باید زودتر برم سرکار ، گفت باشه بخواب تو من میرم حموم میام میخوابم شب بخیر ، پتو رو کشیدم روی خودم خوابیدم ، رفت حموم ، صدای خوردن آب روی بدن لختش چقدر قشنگ بود الاندلم پرمیزد برا اینکه بغلش کنم ، اما خیلی خوابم میومد ، ساعتم رو برای نماز صبح کوک کرد...
008
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 16:28
: روزمرگی : همیشه از اون دستـه از مسائـل و پارامتـر هایی بود که همیشه از گذشته تا بحال ازش تنفـر داشتم و دوری میکردم و کمااینکه الان هم دوری میکنم اما امروز با توجه به مسائل روزمره توافکارات و اعتقادات و دیدگاهم تبصره جدیدی راجب این مساله بوجود اومد ، تبصره ای که شاید همه و من بهش اعتقاد داشتیم و دا...