202 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
+موهاتو خودت نباف!-چرا؟+دوست ندارم دستات ب کارای مردونه عادت کنه!
203 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
| مـــــحـــــیـــــا| پارت سی و یکم ••••••••••••• -با عصبانیت هیچی حل نمیشه ، باید شکایت کنیم ادم ربایی شده+خب بپوش بریم هرچی تو بگی من نمیدونم چیکار کنیم -هیچی ازش ندارم همش تهرانه ، شناسنامه کارت ملی عکس و ....باید بریم تهران +تهران ؟ دیوونه شدی ؟ عکسشو تو گوشیت نداری مگه ؟! -باید بریم تهران ، هم...
204 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
تو از کدام دسته ای !؟ راستش را بخواهید همه به آن یک نفر احتیاج دارند ، حتی همان ها که ادعای کول بودنشان میشود حتی همان ها که در بیوگرافی هر شبکه اجتماعی شان زده اند سینگل لایف ! یک نفر هست که همیشه می ماند، همیشه ی همیشه و همه ی سردرگمی هایی که می بینی آدم های دور و برت دارند به خاطر پیدا کردن آن یک...
205 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
عصر جمعه دلگیرهحتی اگه کلی حالت خوب باشهحتی اگه کلی اهنگ شاد گوش داده باشیحتی اگه کلی خندیده باشیحتی اگه کلی زده باشی به جادهبازم اخرش دلگیرهحتی اگه بیای و باشی!بازم دلگیرهدلگیر از عصرهای جمعه ای که نبودی !
206 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
نامرد بود ! زیر پست کامــنـتـش رو جواب دادم : خیلی نامردی : یکبار دوبار سه بار چهار بار جواب داد : چرا ؟ چیکارکردم ؟ : جوابش رو ندادم ، نامرد بود ! نامردی که فقط به خیانت و پشت پا زدن و اینها نیست ! گاهی وقتی معشوق کسی عکس خودش را بگذارد و شما جلوی چشم عاشق اش مدام قربان صدقه ی معشوقه اس بروید نامرد...
207 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
دیگر هیچ حسی به او ندارم . یک جمله سرتاسر دروغ . میدانید ؟! زمان ای که کسی را دوست داشته باشید ولو به ده درصد بعد از آن دو حالت بیشتر وجود ندارد ، یا از او متنفر میشوید یا او را هنوز دوست خواهید داشت ! نگویید حسی به او ندارم ، یا او را دوست دارید یا از او متنفرید در نود درصد هم هنوز دوستش دارید ولی ...
208 - تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 10:33
بنظرم آدم ها ترک کردن را دوست دارند اما از ترک شدن بیزارند . آدم ها ترک کردن را دوست دارند . سرشان را با افتخار بالا میگیرند و میگویند : ترک کردم [ سیگارم را . اینترنت را . خانه را . دوستانم را . معشوقم را . . . ] آخ از این ترک کردن مورد آخر که چقدر به بعضی ها اعتماد به نفس کاذب میدهد . اما هیچکس تر...
123 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
برخلاف تمام دختران دیگر حمام کردنش بیشتر از ده دقیقه طول نمیکشد ، روی تخت دراز میشوم ده دقیقه نمیشود دو سر حوله سفید رنگش را بالای سینه هایش بهم گره میزند سرشانه های سفید رنگـشبیرون میماند ، هیچوقت از خشک کردن موهایش لذت نمیرد میآید مینشیند لب تخت ، آب موهایش روی شانه هایش چکه میکند یک قطره آب از وس...
124 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
میدانی ؟ نه اقاجان ، شماهم نمیدانی هیچکس جز خودمان نمیداندضررکارترین قشر جامعه همین ما هستیم همین ما آدم های احساس آدم های عواطف ! شما چه میدانید از دنیای آدم های احســـــــاسی؟! آدم های قوی که هیچ چیز نمیتواند آنها را بکُشد جز خـــاطـــــرات خاطرات ای که از آدم های رفته زندگیشان مانده ، یــادگـــــ...
125 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
همیشـه از کودکی به پدر ها حسادت میکردم ، پدر هایی که فرزندشان دختر ست ، فرزند چه پسر چه دختر فرق نمیکنــداما احساس میکنـم پدرِ دختری بودن یک حس اضافه برحسپدری در وجودش دارد ، میخواهم این نامه را برایت بنویســمدخترجانم ، دخترجان که هنوز به این دنیای کثیف پانگذاشتهای و هنوز تنت به تن انسانهای زمینی نخ...
126 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
درد یعنی نگهت سوی کسی باشد و او غرق رویای کسی،دلنگرانش باشد...! #زهره_عبداللهی
127 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
تو به لحظه لحظه های من بدهکاری ، به تمام لحظاتی که این اینستاگرام لعنتی را باز میکنم که بنویسم میبینم که کامنت گذاشته اند ، کامنت های دردناک که مینویسند ، خوش بحال عشقت ، رابطه تان همیشه زیبا ، عشقتان پایدار یا . . . تو به لحظه لحظه هایی که زل زده ام به این نظرات زل میزنم و دلم هزار بار تند تر میزد ...
128 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
یک وقت هایی درزندگی ادم پیش می ایدکه برای بارچندم میفهمی چقدرغلیظ تنهایی!میدانیدمن ازاین وقت هاکم داشته ام اماوقتی که داشته ام غلییییظ داشتمشان!من همیشه یک باراضافی راروی دوش های مردانه ام حس میکنم که شایداسمش تنهایی باشد.من ازاین بارخسته نیستم.فقط حس میکنم زیادی سنگین میشودروز به روز.من تمام این حج...
129 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
اصلا مگر خودت بلدی ؟! حالا چون نیای من با دنیای تو فرق میکند یعنی من عاشق بودن را عاشقی رابلد نیستم ؟! عشق دنیای من درگیر زندگی مدرنیته یا همان لاکچری لایف نشده ! اصلا من عقب مانده ! تو حق نداری من را قضاوت کنی و من را به بلد نبودن عشق متهم کنی تو فکر میکنی عاشق بودن را بلد نیستم چون نمی توانم برایت...
130 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
باید برای خودمان یک دوربین بخریم . یک دوربین با یک رم و دوفایل که مثلا یک فایلش بنام تو باشد ، که هر لحظه از هم عکس بگیریم و فرو کنیم به فایل خودمان ، که مثلا وقتی دارم ناخون هایت را لاک میزنم اخم هایم را درهم کرده ام که حواسم جمع باید چیلیک عکس بندازی!یا مثلا مجبورم کنی که بیایم و دستانت رالاک قرمز...
131 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
لعنت بر تو ، چه کار میکنی با چشم هایت ؟! اصلا تو همان بعضی ها هستی که نباید به چشمانت نگاه کرد از همان بعضی ها که باید دو وصفت نوشت در مقابل بعضی چشـم ها ، نباید سر بلند کرد بعضی چشم ها خیلی گیرایند نباید سر بلند کنی و در دو کره ی زیر ابروانشان زل بزنی نباید عادت کنی وقتی حرف میزنند به جای لب ها و د...
132 - تاریخ: 1395/10/8 ساعت: 22:04
یکی از معشوقه هایم غروب زمستان است همان ساعت های پنج به بعد زمستان ، سوز سگ کش بیاید غروب باشد.حتماغروب ِزمستانی باشد.همان اوایل ِدی ماه.ساعت هم پنج شش باشد.من باشم،توباشی ومهم نیست کدام خیابان راکنارهم قدم می زنیم.مهم نیست که هواسردباشدومن مثل ِهمیشه لباس کم بپوشم وتومدام تذکربدهی که سرما می خورم.م...
086 - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:06
مراحل یک عشق را دقت کنید قبل از تجربه کردن هر رابطه ای میبینیدفصل بهار که میرسد کم کم رابطه آسمان و زمین خوب میشود کمی که آسمان و زمین باهم راحت تر و صمیمی تر میشوند رابطه شان گرم میشود فصل تابستان میرسد آنقدر باهم عشق بازی میکنند و گرم میشوند که حال هر دوشان عالی میشود آسمان آبی و صاف زمین سرسبز و ...
087 - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:06
نمیتوانی فرار کنی ، از اولش نباید میآمد ، وقتی آمد بدنیال فرار نباش هرچه بیشتر فرار کنی بیشتر میچسبد بیخ گلویت ، اینکــهاز یک رابطه با شکست بیرون میشوی میگویند صبر کن فراموششکنید بعد وارد رابطه ای دیگر شوید غلطی بیش نیست شما هیچگاهفراموشش نخواهید کرد ، باید یاد بگیرید دوستش باشید در کنار خودتان و هم...
088 - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 0:06
هیچ جای دنیا این لاو نزده ام، این رل هم نبوده ام، حقیقت را بگویم خوشحال هم نبوده ام، فقط نگاه کرده ام که بعضی ها آمده اند مدتی مانده اند و رفته اند، شبها را با کسی قسمت نکرده ام اما با خستگی زیاد تاراس بولبا را کش آورده ام هی چند صفحه چند صفحه، یا چیزها دیگر را، سریال های مختلف را، مادرم منتظر معجزه...