407 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
جملات من عادت کرده اند به نمناک بودن از غم ؛ اما من میگویم همین جملات نم کشیده ست که باعث شروع جملات جدید و کشف زیبایی های خاص میشود ؛ حالا تمام رابطههایم شدهاند کلمهای، آدمهای پشت نوشتهها. ترجیح میدهم دوستانم همینهایی باشند که چشمشان از این سمت جملهها پیداست و نه آن واقعیهایی که زمختی حضورشان حتی ک...
408 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
از آرزوهام همیشه این بود که روز رفتن ام رو بدونم ؛ که توهمین روزای جوونی برم ؛ روزای قبل از رفتن راه بیوفتم از همه حلالیت بطلبم که حلالم کنند که باز بخندند بگن پسره دیوونه شده ؛ که روز رفتن ام رو بدونم روزهای قبل کارام انجام شده باشه ؛ ریشام آنکاد شده باشه ؛ و شاید روزهای قبل یه نامه ام نوشتم ؛ به ت...
409 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
دروغ چرا ؟! حالـا فلانی و فلانی بیان بگن که آدم های از خود راضی و خودخواه را دوست ندارند این چه ربطی به مادارد ؟ اتفاقا برعکس همه من عاشق ادم های لجباز و یک دنده و از خود راضی ام ، من آدم های خود خواه را دوست دارم . آدمهایی که برای خواسته های خود احترام قایلند . آنهایی که میدانند از زندگی چه میخواهن...
410 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
و اما تو ؛ به راستی که یکنفر بمیرد عزیز میشود ؛ تا دیروز هیچکس قدر تورا نمیدانست که با این سن و سال و همسر فرزند در حال جنگی و حالا شده ای صدر اخبار و پست ها ؛ شهادتت مبارکت باشد ؛ میخواهم بگویم من نه بسیجی ام ؛ نه سپاهی ام ؛ نه اهل این سیاست ام اما یک چیز را میدانم ؛ که مرد بودی ؛ مردانگی ات را دوس...
411 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
نروید ؛ داخلش نروید ؛ اگر هنوز جویبار های احساس دردرونتان جاری ست نروید داخل ارتباط ؛ ارتباط برای آدم های حساس مثل سم میماند ؛ اگر وارد ارتباط شوید و شخص مقابل تان حساس نباشد مجبور میشوید به سرعت رابطه را ترک کنید ؛ البته نه حساسِ بیخود ؛ حساس ! مثلا اگر مثل من از جمع و میهمانی های شلوغ فراری هستید ...
412 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
زمان چیزی را حل نمیکند اما جوری معادله تک مجهولی ات را بهم میپیچاند که پاسخ که هیچ حتی مجهول هم گم میکنی ؛ و دست آخر تصمیم میگیری معادله را بلکل رها کنی صفحه را ورق بزنی اصلا نبینی اش ؛ و به این عمل میگویند زمان همه چیز را حل میکند ؛ نه آقاجان زمان هیچ چیز را حل نمیکند ؛ حالا عکس هایت را پاک کردم، و...
413 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
همیشه شب که شد موقع خواب ؛ ازصبح روزت رو مرور میکنی تا شب ؛ آخ که فلان جا فلان موقع چرا جواب فلان کس رو فلان ندادم ؟ اصلا نیمی از جواب حرف هایی که بهمون میزنند رو زیر دوش حموم و موقع خواب به ذهنمون میرسه ؛ همیشه هم با خودمون میگیم کاش همون موقع یادم بود جوابش رو میدادم ؛ بیا عقب تر ؛ از بین تموم اون...
414 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
یکجاهم مینشینی خودت رارصد خواهی کرد و خواهی دید چندین بار تا بحال دوست داشته ای ؛ دوست داشته ای ؛ گفته ای بمان که معشوقه شعرهایم شوی ؛ اما نماندند ؛ و تو به اندازه موهای سرت دوست داشته ای که بمانند ؛ فاحشه شده ای ؛ نه بدست دیگران ؛ بلکه بدست خودت خودت را فاحشه کرده ای ؛ ندانسته ای برای چه کسی چقدر ا...
415 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
فکر میکنم به بادی که افتاده است به جانِ پیراهن قهوه ایت. و خبرهای بسیاری دارم از دستهایِ یکباره نابود شده ات در آن.مثلا فشار انگشتهایم و ناخن ام در میانشان. مثلا تمام حرفهایی که موهایم با دستانت داشت. مثلا مژه هایم که لای دو انگشت گرفتیش. مثلا خط تقارن پیشانیم را از بالا تا روی بینی و گودیِ روی لب و...
395 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
396 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
397 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
چندی پیش بود که نگاشتـم ؛ قاتل به محل قتل برمیگردد ؛ عاشق به خاطراتـش نیز ؛ میخواهم بگویم اشتباه کردم ؛ عاشق به خاطراتـش برنمیگردد ؛ عاشق اصلا جایی نمیرود که برگردد ؛ میخواهم بگویــم قاتل به محل قتل برمیگردد و عاشق با خاطراتش میماند و زندگــــی میکند ؛ آدمِ عاشق یعنی آدم خاطرات ؛ آدم گذشته ؛آدم های
398 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
به رگ های سبز رنگ پشت مچ دستش نگاه میکردم ؛ هیچ چیزش به اندازه سبزی رگ هایش نمیتوانست نظرم را بخودش جلب کند ؛ یـــا حتی استخوان آرنجش که زیر یک لایه پوست تکان میخورد با هر بـار باز و بسته شدن دستانش دیوانه ام میکرد به چشم هایش هم گاهی نظر داشتم ؛ اما امکان نداشت برایم بتوانم خیره بمانم چشم هایش احسا
399 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
هنوز هم هوا گرگ و میش بود ؛ بیست و دو کیلومتر دور از جاده روی بالکن طیقه دوم ویلای دوطبقه ؛ به دور از شهر و آدم هایش خوابیده ؛ زن غلتی زد و مرد را دید که هنوز خواب است ، از پشت خودش را چسباند. سرش را مچاله کرد داخل گودی کمر مرد دلش غنج زد آفتاب هنوز نرسیده بود به پوستش. دست کرد از زیر لباس دست کشید
400 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
زن کیست ؟ زن باید بوی گل یاس بدهد لبخندش وقتی میخندد توی همان اتاقی که بالکن هم دارد گلدانهای سفالی اش حسودی کنند به ظرافت خلقت زنی که هر روز با آب به استقبالشان می آید و سیرابشان میکند ...گاه گاهی مینشیند کنار گلدانهای بالکن و با دستمال سپیدش برگهای گلدان را پاک میکند و زیر لب زمزمه میکند آهنگ مورد
401 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید ، حال آنکه خیر شما در آن است . و یا چیزی را دوست داشته باشید ، حال آنکه شر شما در آن است . و خدا می داند و شما نمی دانید . | سوره بقره _ آیه 216 |
402 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
یک زمان هم آنقدر بزرگ میشوی که میفهمی چقدر تنهائی ؛ تنها بودن به تعداد افرادی که با تو در ارتباط اند مربوط نیست ؛ تنها بودن یک حس بی سرانجام ست ؛ تنها بودن بد نیست ؛ راستش را بخواهید از نظر من همه آدم ها تنها هستند ؛ اما زمانی متوجه این تنهایی میشوند که دیگر شخصی یا چیزی برای دلخوش کردن نداشته باشند
403 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
404 - تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 16:41
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :. - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 4:17
.: ɪᴍɪᴍᴇᴄʜ :.384383382381 http://imimech.blog.ir/ fa http://blog.ir/ Tue, 18 Jul 2017 17:12:45 +0430 http://imimech.blog.ir/1396/04/27/384A <div style="direction:rtl"><p>.: یوحنا</p> <p>.: قسمت پانزدهم </p> <p>یک )</p> <p><span>رفت دل من رفت دلم