434 - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:05
دوست داشتم حس کنم دوست داشتن از طرف تو چه حسی میتواند داشته باشد ؛ اصلا وقتی عاشق میشوی چشم هایت چگونه میشود نگاه کردن هایت چگونه میشود ؛ حرف زدن هایت چگونه خواهد شد دوست داشتم حس کنم وقتی حسابی عاشق شدی، چه شکلی می شوی؟! وقتی چشم هایت به غیر از او هیچ کس دیگر را ندید چه شکلی می شوی؟! چشم هایت چه رن...
435 - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:05
راستش از دیدنِ یکسری افراد متعجب میشوم؛ برایم جالب ست که هنوز نسل این دست آدم ها منقرض نشده و هنوز هستند ؛ افرادی که با دیدن و شنیدن و خواندنِ کوچکترین چیز، به وجد میآیند و حالشان خوش میشود. دلشان سبز میشود و لبخند را در هوا میزنند. از افرادی که بلدند زندگی را شیرین ببینند و تلخیها را نخوانند. افراد...
436 - تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 5:05
خب میدونی ؟ سه ساله ش که بیشتر نبود مگه یه بچه سه ساله چقدر مو داره ؟ چقدر قد داره ؟ سوار شترش کردن ؛ تو حرکت از شتر افتاد ؛ شب تو بیابون ترسید ؛ میدونست اگر دست شون بهش برسه تازیانه میخوره به زبون بچگی دعواش میکنن ؛ ترسید ؛ کاروان ندیدش دور شد ؛ گم شد تو بیابون ؛ کاروان جلوتر که رفت متوجه شد یه دخت...
429 - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 12:37
من که نـخواسـتـم عاشقـم باشی ؛ اصلا این سه حرف عین شین قاف گند میزند به هر رابطه ای ؛ من نخواستم مثل عشق های مجازی تمام احساساتت را خرج من کنی و من همه زندگی ات باشم ؛ با دوستـی رفیقی بیرون نروی ؛ تفریح نکنی ؛ فقط من باشم ! نه ؛ من نخواستـم همه چیز طبق سلیقه من باشد ؛ آنطور که من میخواهم باشد ؛ زمان...
430 - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 12:37
باید یادبگیری که سنگین ترین ضربه ها را از نزدیک ترین اشخاص زندگی ات می خوری. باید یادبگیری که هر دستی روی سرت دست نوازش نیست تا ناغافل تو سری خور بار نیایی. باید یاد بگیری که همیشه منفعتی داشته باشی تا فراموش نشوی. آدمک ها از چیزهایی که به نفعشان نباشد دل می کنند. باید یادبگیری نقاب بازی آدمک ها را....
431 - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 12:37
دخترک زیبا بود. قد بلند و باوقار بود. با قرآن انس داشت اما صدایش چنگی به دل نمی زد. پسرک زیبا بود. اندام خوش فرم و ورزیده ای داشت. اتفاقاً صدای خوبی هم داشت و خوب مست می کرد!! میعادگاهشان قبرستان بود. دخترک بر سر مزار پدرش قرآن می خواند تا آرام بگیرد و پسرک کمی آن طرف تر با پوتین های واکس نخورده و س...
433 - تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 12:37
{ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ } هر کس را بخواهی، عزت می دهی، و هر که را بخواهی خوار می کنی...
428 - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 14:47
طبق آخرین تحقیقات بنده نفهم ترین آدم های روی زمین همین هایی هستند که نمیفهممد دوستشان داری ! اینکه چقدر دوستشان داری پیشکش ! حتی نمیفهمند که دوستشان داری ؛ از خیر آدم هایی که نمیفهمند دوستشان دارید بگذرید آنها به درد زندگی تان نمیخورند باید مدام از صبح علی الطلوع تا بوق سگ یادآوری کنید به هر شیوه ای...
426 - تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 12:15
آدم باید قوی باشه ؛ آدم قوی باید افسار زندگیش دستش باشه ؛ آدم قوی که افسار زندگیش دستش باشه باید رابطه هاش رو مدیریت کنه آدم قوی ای که افسار زندگیش دستشه و رابطه ش رو مدیریت میکنه اگر شخصی که دوستش داشت از زندگیش رفت به هر دلیلی باید به لحظه ای فراموش کنه ... ذهن هامون پر شده از کلیشه های غلط !!! از...
427 - تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 12:15
باخودم کلنجار رفتم که ننویسم اما نشد ! اصلا بد نیست زن ها حرف هاشون رو و طلب حقشون رو با هرعنوانی مثل کلیشه برعکس بیانکنند ؛ حتی خانومی دایرکت داد و گفت کلیشه برعکس صرفا واسه کوبیدن توهینایی که به جنس ما میکنین تو صورتتونه ! ببینید خانم های عزیز هیچ توهینی نیست ؛ زندگی یکسری قوانین داره که ما وضع نم...
420 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:03
ببین مسافرت های تنهایی لازمه ! ما ها فراموش کاریم ؛ فراموش میکنیم زندگیمون هیچ ربطی به دیگران نداره ؛ اینکه چیکارمیکنیم چه جوری زندگی میکنیم چی میخوریم چی میپوشیم چی گوش میدیم و... مسافرت که تنها میری با شلوارک و رکابی و دمپایی هیچکس نیست بگه آقا چرا ؟ به کسی مربوط نیست ؛ چیپس و پفک میگیری ده تا هیچ...
421 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:03
دیگه بسه هرچی نوشتن و تایپ کردن .باید رو در رو فیس تو فیس باهات حرف بزنم ؛ میدونی ؟ لحن و صدا و حرکات اجزای صورت تاثیرش از استیکر و کلمات خیلی بیشتره و لابد خیلی بهتر احساس واقعی منو درک خواهی کرد .باید بهت بگم که می فهمم برای این فهمیدن هم نیاز نیست که ببینم قلبت سیاه شده، کُند میزنه یا ریه هایت نم...
423 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:03
بعضی وقت ها هم باید وانمود کنی که خوشحالی ؛ که حرف هایت که غم هایت بیخودی ست که برای خالی نبودن عریضه مینویسی که بس بیکاری غم میخوری ؛ که اصلا غم نداری ؛ که اصلا مگر مهم ست که چه کسی مانده چه کسی رفته چه رفیق نزدیکی که اخلاقی و مالی و مرامی بدهکار توست حتی به یک پیام ده تومانی هم تولدت را تبریک نگفت...
424 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:03
نمیدونم تا بحال دیدی دست و پا زدنم رو متن هام رو خوندی من رو یا نه ! اما تموم شد ؛ امشب تموم شد ؛ حجله ات رو هم رفتی ! حتما اگر بودم موقعیتش پیش میومد میخواستی بشینی بهم بگی : شاید دلت بخواد بدونی چرا بهت گفتم «دوستت دارم» و حالا دارم با یکی دیگه ازدواج میکنم ، شاید بخوای بدونی چرا نخواستم «تو» مردِ...
425 - تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:03
بخوام درستش رو برات تعریف کنم این میشه که از بلاتکلیفی درمیای بد هست اما نتیجه خوب خواهد شد ؛ تا زمانی که هست ؛ تا زمانی که دم و بازدم میکنه روی همین زمین که توهم نفس میکشی ؛ تا زمانی که هست و هرشب همون ماهی که بهش خیره میشی موزیک گوش میدی همون ماه پنجره اتاقش بغل کرده و اتاقش رو روشن ؛ تا زمانی که ...
419 - تاریخ: 1396/6/8 ساعت: 23:55
و اما آغاز امسال ! بیست و دومین سال از زندگی ام ؛ حالم خوش نیست تصمیم گرفته بودم که حالم خوش باشه اما نیست ؛ از ســن هیژده سالگی که دیپلمم رو گرفتم و سرکار رفتم تا بحال که بیست و دوسال سن دارم چهار سال یا سه سال و نیم هست که کار میکنم کار کردم البته اما شما بگو یک ریال از این سه سال و نیم ته حساب من...
418 - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 5:30
مثل بخاری نفتی با بوی نفت تو وسط سرد ترین شب سال کنار پنجره ای از سوز سرما یخ بسته آی فکر کردن به تو گرم میکرد این دل سگ مصب را ؛ آی گرم میکرد ؛ اصلا به امید این بیدار میشدم که باز از نو بنشینم کنار بخاری افکارت به تو فکر کنم گرم شوم سر انگشت های دست هام از گرما گزگز کنه و سر انگشت های پام از سرما ی...
416 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:16
خبرداشتم از اینکه اون روز بعد از خرید از پاساژ میری ؛ کجا چه ساعت قصد داشت مثل همیشه از همون باقلواهای استانبولی بهمراه یک استکان کمرباریک چای مراکشی نوش جانش کند ؛ دسته گل هارو سفارش دادم ؛ بعد از این همه مدت دید زدن از دور ؛ مراقب بودن از دور ؛ دوست داشتن از دور باید دل رو به دریا میزدم ؛ یا قبول ...
417 - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 20:16
بهم ریختم ؛ مردونه نیست ؛ اینکه اون ایمان داره که تو داری بهش فکر می کنی و تو هم ایمان داری که اون داره به یکی دیگه فکر می کنه اینکه اون میدونه که تو ایمان داری بهت فکر نمی کنه ، بعد تو دوست داری که اونم بدونه باشه که تو بهش فکر نمی کنی تا دلت خنک بشه ،اما اون با بی اعتنایی و اعتماد به نفس از این که...
406 - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 1:35
میگوید خوشبختی از نگاه بیمار تو چیست ؟ نگاه بیمار من ؟ خوشبخت بودن شاخ و دم ندارد ؛ دارد ؟ خوشبختی از نگاه هرکس یک چیز ست ؛ پول ؛ خانه ؛ ماشین ؛ یا ... اما از نگاه بیمار من همه اینها را یک روز باید بگذاری یک لباس سفید تن کنی بروی زیر خاک بخوابی ؛ خوشبختی آن نیست که از انسان جدا شود ؛ اصلا خوشبختی جد...