خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

مثلا اولین عیدی سال نود وشش رو از خود امام حسین بگیری ؛ مثلا بهت اجازه بدن دعوتت کنن اولین شب جمعه سال کنارشون باشی دیگه بُریده بودم ؛ خسته بودم ؛ حتی گریه روی ضریح امیرالمومنین هم آرومم نکرده بود ؛ دلم پرمیزد واسه بین الحرمین ؛ واسه اینکه هرطــرف سرت رو بچرخونی یکماه شب چهارده داره میدرخشه اما با تمام ایــن شوق و ذوق پام جون حرکت نداشت ؛ روی دیدنش رو نداشتم ؛ از تیر نود و چهار که دیدمش تا الان خیلی خراب کردم خودش هم میدونست اما مثل پدرش هیچوقت به روم نیاورد ؛ حرم عباس بن علی که هیچـی روحم تازه شد دیدمش ؛ سریع و ام پی تیری زیارتنامه رو تموم کردم با پای پیاده راه افتادم وسط بین الحرمین ؛ نگاهم روی سنگهای کف بین الحرمین بود روی نگاه کردن به گنبدش رو نداشتم ، یکسال وهشت ماه بود ندیده بودمش ؛ آروم آروم آروم آروم بدون اینکه نگاهش کنم به سمتش رفتم از در وارد شدم ؛ اول از همه صحن ؛ ناراحت بودم اما هرچقدر زور زدم که بغض ام بشکنه ؛ که این گلوی لعنتی ورمش بخوابه بتونم راحت نفس بکشم نتونستم ؛ نشکست ؛ صحنش رو قدم به قدم متر کردم از بین زائر ها رد شدم ؛ رسیدم به در ورودی ؛ تاحالا حرم امام حسین رفتی ؟! برای کسانی که نرفتند میگم ؛ داخل حرم که میشی یه بوی خاصی میخوره به مشامت ؛ بویی که نه کسی عطر زده نه خوشبو کننده زده نه ... بو میاد مشخص نیست از کجا امامیاد ؛ بوی شبیه مخلوط بوی خون و بوی سیب ؛ خرافاتی نیستم هرکس که رفت و وارد شده این بو رو استشمام کرده ؛ همونجا جلوی در ورودی نشستم چهار پنج متر با ضریح فاصله بود ؛ بوی خون و سیب مشامم رو پرکرد بغضم سنگین تر شد ؛ برات پیش اومده پدرت رو یکمدت طولانی نبینی ؛ یهو که میبینیش بدون هیچ دلیلی اشکت میاد ؛ اشک اونم میاد ؛ دلتون واسه هم تنگ شده طبیعیه ؛ زیر لب زمزمه میکردم ؛ حالا برات دل شکسته آوردم / نفس خسته آوردم / منی که آبرو بردم همیشه / همه جا رفتمو همه ردم کردن / حالا میخام که برگردم / جایی مث در خونت نمیشه . . . آروم آروم نگاهم رو آوردم بالا چشمم خورد به ضریحش ، انگار که همون که دلتنگش بودی رو ببینی بغل باز کرده جلوت ببینی ؛ چقدر زور زدم گریه کنم نشده بود ؛ شبکه های ضریحش رو که دیدم ناخودآگاه چشم هام پر شد و زیر لب خیره به ضریحش ادامه دادم : سِِّر عاشق شدنم لطف طبیبانه ی توست / ور نه عشق تو کجا ؟! این دل بیمار کجا ؟؟ ضریحش رو بغل کردم ؛ انگار که . . . باید تجربه اش کنی حس و حال حرمش تو لفظ نمیگنجه ؛ هرکس نرفته که نرفته ؛ اما هرکس رفته دیگه نتونسته نره ؛ تمسخر احساسات این پست آزاد ست فقط برای تک تک تون آرزو میکنم که یکبار هم که شده سفر کنید تا درک کنید . و این آقا اونقدر مثل پدرش کریم و رحیمه ؛ من روسیاه رو که طلبید هیچ ؛ اولین عیدی سال هم خودش داد ؛ اولین شب جمعه سال گفت بیا پیش خودم ؛ گاهی دلم میخواهد همه جای شهر بنویسم : من و حسین ؛ شما همه !
پ ن )
یکنفر برای پست های مذهبی قبل نوشته بود عرب هویت ایرانی رو به غارت برد !!! نه رفیق ؛ حب الحسین هویتنا ؛ محبت امام حسین هویت ماست

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1396 ساعت: 17:43

صفحه بندی