ای کاش های من مشهور ست ؛ ای کاش هایی که هیچوقت به وقوع نخواهد پیوست ؛ ای کاش امکان داشت که تنها بود اما تنها نبود کاش امکان داشت تنهایی و تک پر بودن هم کالبد داشت ؛ میشد بنشانی اش کنارت ؛ کمربندش رابرایش ببندی ؛ ممانعت کنه ؛ در چشمهایش زل بزنی بگویی ؛ تا کمربندت را نبندی حرکت نمیکنم ؛ میخواهی توراهم از دست بدهم ؟! شروع کنه شیطنت کردن ؛ آینه وسط رو بگردونه سمت خودش شروع کنه ادا درآوردن ؛ با چشم غره بگویی ؛ باز شروع کردی ؟ لپش را بکشی و بگویی آن سی دی اصفهانی را بگذار ؛ شروع کند به خواندن : مرو ای دوست...مرو ای دوست ... تنهایی ات پنجر شود ؛ سرش را تکیه دهد به پنجره اهنگ که تمام میشود ضبط را خاموش کند ؛ پای چپش را خم کند بگذارد زیر پای راستش رو به تو ؛ خیره شود به چشم هایت ؛ یک چشمت به جاده باشد یک چشمت به چشم هایش ؛ بخندد بخندی با نگاهش بگوید دوستت دارم دیوانه ؛ کاش میشد به جنگل که رسیدی با شال سبز یشمی اش میان درخت ها قایم باشک بازی اش بگیرد و در جنگل قدم زنان از درختان بپرسی تنهایی من را ندیدید ؟ بعد سرش را از پشت درخت بیاورد بیرون بگوید دیوانه دستت را بده بمن ؛ اصلاکاش میشد دست تنهاییت را بگیری و لب دریا راه بروی و نگران نباشی که نکند ای وای نکند برود ؟؟؟ شب که میشود بشینی پای وبلاگت شروع کنی بنویسی که بودنش را چقدر قدردانی و سرکه بر میگردانی ببینی دست به سینه ایستاده دارد با نگاهش قربان صدقه ات میرود ؛ بعد بیاید کلید پاور را با انگشت سبابه اش فشار دهد و بگوید رها کن این نوشتن ها رو ؛ بیا بنشینیم دو تا چای بخوریم کاش میشد تنهایی ات کالبد داشت اما نگران نباشی که اگر بفهمد دوستت دارد سرد شود ؛ کاش میشد تنهایی حجم داشت ساعت دوازده شب در آغوش میکشیدی اش ؛ سرت را میان موهایش فرومیکردی بومیکشیدی میگفتی اگر توهم نبودی که من میمردم ؛ اما ای کاش هایم که واقع نمیشود ؛ شب میشود نور گوشی سقف را روشن میکند فکر میکنم چه کسی این وقت شب دلش برایم تنگ شده ؟ چه کسی غرورش را زیر پایش گذاشته و پیام داده ؟ نگاه میکنم هیچ خبری نیست آلارم باتری ضعیف ست ؛ تلگرام چک میکنی پیامی نیست واتس اپ اینستاگرام .... چیزی جذبت نمیکند ؛ یکباره میبینی یکساعت از نیمه شب گذشته و تو داری نکته اش چیه و فوق العاده ست و سفارشی فالو شود را نگاه میکنی ؛ روزهای بهار همینگونه ست ادم حس عاشقی دارد معشوق ندارد ؛ همه را میبندی کلافگی ات را نمیفهمی میروی در گوگل سرچ کنی ؛ آیا مردان هم عادت ماهیانه میشوند ؟مطالعات علمی در سالیان جدید نشان داده که مردان هم همچون زنان ممکن است در برهه ای از ماه دچار مشکلاتی در ترشح هورمون های جنسی خود شوند، به همین دلیل برخی پزشکان معتقدند که مردان هم مانند خانم ها می توانند دارای نشانه هایی از عادات خاصی در ماه باشند. در حالی که بروز این عادات در مردان به منظمی خانم ها نمی باشد، اما از آنجایی که در طی ماه دچار حالات خاصی از بی نظمی هورمونی در بدن خود می شوند، این حالت به عادت ماهیانه مردان معروف شده است. علت اصلی این مشکل به برهم خوردن تعادل هورمون جنسی تستوسترون در بدن مرد می باشد.در واقع ترشح طبیعی هورمون تستوسترون در روز می تواند مانع از بروز حالات مذکور در بدن یک مرد شود.واقعیت من مخالفم ؛ ریشه بدخلقی و عادت مردان را که بیابی به یک ثانیه دوست نداشتن زن میرسی ؛ آنقدر مرد ها ضعیف اند که اگر برای یک ثانیه حس کنند زنِ زندگیشان دوستشان ندارد که هیچ حتی کم دوستشان دارد عادت میشوند بچه میشوند ؛ واقعیت این ست که مردان هم عادت ماهیانه دارند ؛ دوست دارند در خودشان گم شوند حوصله خودشان هم ندارند چه برسد به دیگران ؟ حالشان خوب نیست و توانایی این را دارند که حال همه راهم بد کنند ؛ مرد هاهم میخواهند به جایی پناه ببرند که هیچ کس نباشد پدر مادر خواهر برادر معشىق رفیق و ....اما عادت ماهیانه مرد ها فرق میکند هفت هشت یا ده روزه نیست ؛ گاهی وقتی که عادت میشوند ماه ها بر همان عادت میمانند ؛ کسی که عادت میشود درک میخواهد اما امان از وقتی که درک نشود ؛ امان از وقتی که عادت شده مرد باشد !
درد عادت مرد ها با چایی نبات ؛ با مُسکِن ؛ با حوله داغ با هیچ چیز آرام نمیشود ؛ درد مردانه فقط با درک و محبت زنانه ارام میگیرد
ای کاش . . . !
پ ن یک )
داش آکل(بهروز وثوقی):کمر مرد رو هیچی تا نمیکنه، جز زن! من بودم و یه طوطی... حالا هم باز منم و یه طوطی، اما دیگه نه اون طوطیِ و نه من داش آکل ... .
داش آکل-مسعود کیمیایی
برچسب:
نویسنده: ترانه رجبی