خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

تو از همان ها بودی که احساس تاوقتی برایت زیبا بود که رفاه درکنارش باشد رفاه که نبود قید احساس هم میزدی ؛این راهم من فهمیدم هم خودت ؛ادامه مان به جایی خوبی ختم نمیشد این شد که تصمیم گرفتم به قتل برسانم ؛ نمیدانم شاید خیلی طول بکشد که یک روز درک کنی ؛ اصلا شاید آن یک روز نرســد نفهمی ؛ اما بدانی و ندانی من میدانم ؛ یک روز به خودت می آیی و می بینی ؛ میفهمی :خودت که برسی همان اول، نداری و بدبختی مان را می فهمی خودت خواهی دانست رفاع از نظر من و تو فرق دارد و رفاهی که من مد نظر دارم برای تو حکم فقر دارد : خودت متوجه می شوی که چرا همیشه موقع حرف زدن با تو، بغض می کردم حواسم را به زور جمع میکردم تحمل سختی کشیدنت را ندارم نداشتم. تحمل اشک ریختنت را ندارم و نداشتم نمیخواستم همیشه حسرت بکشی. نمی خواستم انگشت نما باشی.نمی دانم. دکتر هم می گفت من از تو با دل و جرات ترم فکر کنم راست گفته من سر جنگ با دنیا را داشتم و تو سرزندگی قصد عقب نشینی هم نداشتم من عادت داشتم به جنگیدن. فکر کنم تو این دنیا را بهتر از من بفهمی. شاید هم من باید از تو یاد بگیرم. ببخش پریشان حرف می زنم. هول کرده ام. سخت شده برایم. حس می کنم حرف زدن با کسی که قرار بوده بکشمش سخت است. تصمیم گرفته بودم هیچ حرفی نزنم. به روی خودم نیاورم. اما خوب... گفتم شاید بزرگتر که شدی روزی دست بر قضا بفهمی من مبخواستم تو را بکشم؛ آن هم دقیقا زمانی که هیچ حواست نبود گفتم شاید به دل بگیری. گفتم شاید بخواهی حتی انتقام بگیری. حق داری. تصمیمم بی رحمانه بود. اگر هم این ها را می گویم به خاطر این است که دلخوری آن روزت کمتر شود. اصلا گفتم که خودت که آمدی می فهمی نگران چه بودم. به دلم می گویم کاش درکم کنی. کاش خودت را بگذاری جای من. من حتی فکر نکن دوستت نداشتم که می خواستم بکشمت. ببین عزیزم من توجیه بلد نیستم. فقط خواستم کمتر زجر بکشی. همین شد که تصمیم به قتل گرفتم اما تو را نه من خودم را کشتم عشق جوانه زده در دلم را کشتم که تو بهتر باشی ... که تو رشد کنی و جوانه من سرت را پایین نکشد دوست داشتم دفعهی بعد که ببینمت، شانه بزنم به موهایت. اولین کسی که شانه را ساخته، باید خیلی عاشق بوده باشد. فکرش را بکن؛ میخواسته دختر را بو کند، اما رویش نمیشده؛دوست داشتم دفعه بعد که میبینمت ... اصلا بیخیال دهانت را شیرین کن ؛ سنگ راهم نشستی ایراد ندارد ؛ فقط میخواستم بدانی که چرا قتل کردم ؛ فاتحه ام نخواندی ایراد ندارد

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 10:18

صفحه بندی