خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

تو از همانها بودی که احساس تا وقتی برایت زیبا بود که رفاه در کنارش باشد رفاه که نبود قید احساس هم میزدی. این راهم من فهمیدم هم خودت ادامه مان به جایی خوبی ختم نمیشد، این شد که تصمیم گرفتم به قتل برسانم. نمیدانم شاید خیلی طول بکشد که یک روز درک کنی اصلا شاید آن یک روز نرسـد! نفهمی اما بدانی و ندانی من میدانم یک روز به خودت میآیی و میبینی میفهمی، خودت که برسی همان اول، نداری و بدبختیمان را میفهمی. خودت خواهی دانست رفاه از نظر من و تو فرق دارد و رفاهی که من مد نظر دارم برای تو حکم فقر دارد. خودت متوجه میشوی که چرا همیشه موقع حرف زدن با تو، بغض میکردم. حواسم را به زور جمع میکردم. تحمل سختی کشیدنت را ندارم نداشتم. تحمل اشک ریختنت را ندارم و نداشتم نمیخواستم همیشه حسرت بکشی. نمیخواستم انگشت نما باشی.

نمی دانم! دکتر هم میگفت من از تو با دل و جرات ترم فکر کنم راست گفته من سر جنگ با دنیا را داشتم و تو سر زندگی قصد عقب نشینی هم نداشتم. من عادت داشتم به جنگیدن. فکر کنم توی این دنیا را بهتر از من بفهمی. شاید هم من باید از تو یاد بگیرم. ببخش پریشان حرف میزنم. هول کردهام. سخت شده برایم. حس میکنم حرف زدن با کسی که قرار بوده بکشمش سخت است. تصمیم گرفته بودم هیچ حرفی نزنم. به روی خودم نیاورم. اما خب... گفتم شاید بزرگتر که شدی روزی دست بر قضا بفهمی من میخواستم تو را بکشم آن هم دقیقا زمانی که هیچ حواست نبود. گفتم شاید به دل بگیری. گفتم شاید بخواهی حتی انتقام بگیری. حق داری. تصمیمم بیرحمانه بود. اگر هم اینها را میگویم به خاطر این است که دلخوری آن روزت کمتر شود. اصلا گفتم که خودت که آمدی میفهمی نگران چه بودم. به دلم میگویم کاش درکم کنی. کاش خودت را بگذاری جای من. من حتی فکر نکن دوستت نداشتم که میخواستم بکشمت.

ببین عزیزم من توجیه بلد نیستم. فقط خواستم کمتر زجر بکشی. همین شد که تصمیم به قتل گرفتم اما تو را نه من خودم را کشتم عشق جوانه زده در دلم را کشتم که تو بهتر باشی... که تو رشد کنی و جوانه من سرت را پایین نکشد دوست داشتم دفعهی بعد که ببینمت، شانه بزنم به موهایت. اولین کسی که شانه را ساخته، باید خیلی عاشق بوده باشد. فکرش را بکن میخواسته دختر را بو کند، اما رویش نمیشده. دوست داشتم دفعه بعد که میبینمت... اصلا بیخیال! دهانت را شیرین کن. سنگ راهم نشستی ایراد ندارد. فقط میخواستم بدانی که چرا قتل کردم. فاتحهام نخواندی ایراد ندارد.

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 20:17

صفحه بندی