بهار که سر رسید حالمان خنثی بود بانو ؛ اردیبهشت که رسید خنثی تر ؛ اردیبهشت تو را دیدم ؛ دلم از برایت ریخت ؛ آشنا شدیم برای اولین بار گفتم دوستت دارم لپ هایت گل انداخت قرارمان که یادت هست ؟! تئاتر شهر ؛ دلم جوری برایت ریخت که تصمیمم را گرفتم دیگر نقش بازی نکنم نقاب نزنم روی سن تئاتر زندگی نباشم غرورم را فراموش کردم ؛ روز به روز صحبت میکردیم هرچه بیشتر میگذشت بیشتر دوستت داشتم ؛ از اینکه منه بی نقاب منه واقعی منه بدون نقش داشتن خودم بودم ؛ خودِ خودم ؛ و خودم را دوست داشتی دیگر خنثی نبودم مثبت شدم ؛ از اینکه خودم را دوست داشت و فقط عاشق متن هایم نبود لذت میبردم ؛ چندین بار گفتی نمیخواهمت چندین بار مرا از زندگی ات خط زدی اما ندانستی کسی که عاشق میشود اصلا برایش مهم نیست که نمانی هرکجا بروی دنبالت میاید ؛ چهار روز بودی و ده روز نه ؛ صبر کردم ؛ کسی دیگر را نگاهم ندید اصلا هیچکس دیگر به چشم هایم نمیآمد با آن چال چونه ات که مرا غرق خودش کرد ؛ گذشت گذشت گذشت گفته بودی عشقت آبکی ست زمان که بگذرد از یادت خواهی برد یک روز بدون تو گذشت نشد ؛ یک هفته بدون تو گذشت نشد یکماه بدون تو گذشت بازهم نشد ؛ ارتباطی باهم نداشتیم اما از دور زیر نظر داشتمت ؛ شب هایی که دیر میخوابیدی را از لست سین تلگرامت فهمیدم ؛ نگران بودم نکند دلت تنگ شده باشد خوابت نبرد نکند مشکلی برایت پیش آمده اما به احترام حرفت پیامی نمیدادم کنارم نبودی اما دائما در ذهن ام زندگی میکردیم باهم ؛ حالا نزدیک یکسال است که میگذرد ؛ کم کم دارد ثابت میشود دوست داشتنم آبکی نیست ؛ احساسم زودگذر نیست ؛ میخواستم بگویم اردیبهشت که بیاید یکسال میشود که دوستت دارم و کسی دیگر را ندیدم پشیمان هم نشدم این یکسال بدون کلمه ای دوستت داشتم یکسال که هیچ ده سالم باشد به پایت مینشینم تا دیگر یک دوست نباشی در زندگی ام شریکت کردم تا شروعی باشد برای تا ابد باهم بودن ؛ کمی مهربان تر باش بانو ؛ نگرانی ات را میفهمم اما مطمئن باش ده سالم بگذرد تو را بیشتر از هر روزی دوست خواهم داشت ؛ فقط دوست دارم بگویی که توهم مثل من برایت عجیب است که یک ارتباط ده دقیقه ای و دیدنت توانستی دلم را بلرزانی و عاشق ام کنی ؛ نوروز و عید امسال از عید های تمام سالهای عمرم فرق میکند عید امسال با دل گرم سال را تحویل میگیرم سال نود و هست با بوی بانوی سادات میخواهم بدانی نگاهت نافذ است بانو هشتگ عشق های غیرمنتظره ؛ هشتگ یکسالگی عشق مان هشتگ بمانی برایم هشتگ میمیرم برایت ....
برچسب:
نویسنده: ترانه رجبی