خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

بخودم فکر میکنم ؛ بخودم که دلم یک دل نیست ؛ خیلی در درون ام جنگ است ؛ بسیار شنیده ام دلی یک دل نیست ؛ اصلا دل نیست ؛ دلم یک دل نیست ؛ مثل خودم کم دیده ام ؛ یک آدم با دو دل ؛ یک دل آبدیت و به روز ؛ ویک دل متجدد ؛ عقب مانده ی سنتی ؛ و یک دل هم مدرن ؛ دلی که مدرن ست ؛ از والامقامی و بزرگ بودن که منتهی میشه به گذشت ؛ دلی که با ظرافت خاص اش شعور و درک بالا نشان میدهد و میخواهد دستورش اش را بعد از بررسی حسابی و دو دو تا چهارتا کردن در مغز به دل برساند که جناب دل ؛ شما اجازه دارید این شخص را دوست بدارید و دل هم شروع میکند به دلبستگی و وابستگی ! اما ... اما امان از دل متجدد ام ؛ دلی که نه گذشت اموخته ؛ نه بزرگ بودن را از بر است ؛ با اعمالش شعور ودرک نداشته اش را جار میزند ؛ اجازه فعالیت به مغز را عمرا نمیدهد ؛ حاضر نیست منطق و واقعیت را بپذیرد ؛ حاضرنیست کسی را در دوست داشتن شریک شود ؛ هیج چیز نمیفهمد فقط میخواهد تو باشی و به سنتی شکل ترین ممکن فقط هم میخواهد فقط و فقط مال خودش باشی و بس ؛ این منم ؛ مهدی با دودل که بین دل هایش همواره جنگ است ؛ این منم حتی با کلاسهای فشرده و با دوهزار و پونصد سال تعلیم و تربیت نمیتوانی از عشق، این جنبه ی خودخواهی و زیاده خواهی را جدا کنی ؛ این منم ؛ یک منی که شبیه هیچکس نیست

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 21:44

صفحه بندی