خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

بعضی اوقات ادم ها باید برن مسافرت ، اما نه مسافرت های خانوادگی و از پیش تعیین شده ، همینطور بدون مقدمه بروی
دنبال رفیقت سوارش کنی از روی واقعیت نه از روی اسمس هاواقعا فقط با یک شلوارک و دمپایی و قلیان بروی مسافرت ، من
این روزها شدیدا از این مسافرت ها لازم دارم مسافرتی که وقتی رفیقت نشست کنارت دستت را دراز کنی گوشی اش را بگیری خاموش کنی گوشی خودت هم خاموش کنی بروی تا برسی مثلا محمود اباد یا کلاردشت ، بروی از این مراکز ارائه دهنده محل سکونت ، یک اتاق کرایه کنی وسط جنگل ، صبح با صدای مرغ و خروس و گاو بیدار شوی برای خودت همانطور که دوست داری صبحانه ناهار شام درست کنی ، استرس کار و ... نداشته باشیشب با صدای زوزه گرگ و گراز و شغال از خواب بیدار شوی در دلت و فکرت لایک و کامنت و جواب دادن اسمس و تلگرام نباشد فکر و روحت ازاد باشد ، میدانی ؟ ادم یک وقت هایی باید خودش را رها کند رها کند در دل طبیعت بدون استرس روزانه ، بگذارد طبیعت خستگی اش را از روح و جسمش بیرون کند ، بگذاری زیر باران های ریز و سوزنی شمال کشور خیس اب شوی وقتی تنت از سرمای هوا گزگز شد یک دوش آب گرم بگیری بعد پیچ شوی لای پتو با صدای کوبیده شن قطرات باران به شیروانی اتاق های سنتی شمال خوابت ببرد ، گاهی چقدر حالم از زندگی مدرن و ارتباطات مجازی و تکنولوژی بد میشود ، چقدر احساس میکنم پدربزرگ و مادربزرگ که سنشان به لاین و تلگرام و ... نمیخورد با ارامش زندگی میکردند ، سفر لازم ، از همان سفر های بدون برنامه ریزی! میدانی ؟

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: جمعه 21 آبان 1395 ساعت: 0:06

صفحه بندی