خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

| مـــــحـــــیـــــا
| پارت چهل و نه
••••••••••••••
-من تاسف تورو نمیخام ، میگم تو حیاط چه غلطی میکنی؟
+متاسفانه مجرم همین الان تموم کرد .
رضا بعد از شنیدن خبر تموم کردن محمد انگار که یک سطل آب یخ ریخته باشن روش خشکش زد
بعد از فوت محمد ، رضا به حبس محکوم شد ، با توجه به اظهارات یسنا امین تحت تعقیب قرار گرفت ، و بازداشت شد ، جلوی سرهنگ قاسمی نشست و همه چیز رو گفت
محمد انگیزه داشت . محمد بعد از با یسنا فرار کردن از چشم سیروس افتاد ، بعد از یکمدت از یسنا سرد شد و پشیمون شد که بخاطر یسنا از سیروس جدا شد . سیروس به اذیت کردن محمد ادامه داد و محمد هم خسته شد ، یکشب توی همون خونه اراک بمن گفت میخاد یسنا رو از دختر بودن در بیاره چون معتقد بود زندگیش رو نابود کرده من باهاش همراهی نکردم اما ماشینم دستش بود خیلی هم تاکید کردم که نکن اما کارش رو کرد و .،.
بعد از همکاری امین با پلیس اتهام از گردنش رفع شد ، فقط چون محمد با ماشین امین خلاف کرده بود پرونده براش تشکیل شد و محکوم به حبس یکساله شد . یسنا حالش با قرص و دارو خوب نشد و برای گذروندن دوره درمان ، به مرکز روانی درمانی معرفی شد و بستری شد ، رضا به جرم ضرب و شتم با محمد به حبس ده ساله محکوم شد . مریم و محیا باهم زندگی میکرد ، یکسال طول کشید تا رو به راه شن . بعد از گذشت یکسال امین آزاد شد ، مادرش رواز آسایشگاه برد خونه ، یک جایی مشغول به کار شد و جایی رو اجاره کرد ، اوضاعش که نرمال شد مادرش رو برای خاستگاری محیا اماده کرد ، مادر تماس گرفت منزل محیا اما با مخالفت شدید محیا رو به رو شد ، محیا تلاش کرد که مریم رو راضی کنه اما نشد ، بعد از اعتراف به گناه و مشخص شدن بی کناهی امین علاقه محیا دوچندان شد ، هر یکی دو هفته در میان ، مادر امین باز تماس میگرفت اما هر بار با مخالفت مریم رو به رو میشد ، علاقه محیا و امین روز به روز بهم بیشتر میشد ، آخر شب ها ، نقشه هایی که برای آینده میکشیدند ، عکس بچه هایی که رد و بدل میکردند ، اسم بچه هایی که انتخاب میکردند آروم کردن های آخر شبی حسابی بهم وابسته شون کرده بود ، همه چیز نرمال پیش میرفت ، ارتباط مخفیانه حفظ میشد و هر کدوم به زندگی روزمره شون میپرداختند . تا اینکه یکشب مریم محیا رو صدا زد :
-محیا ؟ مامان بیا کارت دارم ....

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 9:03

صفحه بندی