فکر کردی کی هستی ؟! هیچوقت نباید ازش بترسی ، هیچوقت نباید دیگران رو سرزنش کنی ، هیچوقت نباید روی حالت حساب باز کنی کدوم حالی مستمر با آدم مونده ؟! کدوم آدمی تمام زندگیش شاد بوده و کدوم آدمی همه زندگیش غم ؟! هیچ حالی مستمر باهات نمیمونه پس رو حس و حالت زیاد حساب باز نکن ، روی احساساتت اونقدر مانور نده که وقتی تموم شد رفت احساس حماقت نکنی !هیچوقت وقتی داری از تو منفجر میشی وقتی داغونی دست به گوشی نشو ، خلوتت رو نشکن ، گوش مفت پیدا نکن حال دیگران رو خراب نکن به گند نکش حال بقیه رو ، برای خودت منفجر شو توی خودت منفجر شو ، بنویس بخون گوش کن گریه کن فکر کن لٓش کن رو تختت بکش بخور خودت خودتو خوب کن ، با خراب کردن دیگری نخواه که خودت رو آروم کنی ، این همه برای تخلیه روانی به دیگران متکی نباش ، سنگین باش .هیچوقت از فکر کردن نترس ؛ حتی اگه آخر افکارت برسی به پوچی به هیچ ، به صفر ، به ناامیدی بازم از افکارت فرار نکن ، تاسر حد مرگ غرق افکارت شو و براشون راه حل پیدا کن ، باید بفهمی پوچ هستی یا نه ؟! هرچقدر درد داشته باشه هم باید بجونت بخری اینکه بفهمی چیکاره ای بخودت و زندگیت بدهکاری ، باید بفهمی باید تکلیفت رو بفهمی پس ازش فرار نکن ، توام مثل من گم شدی ، هیچوقت نباید عین بچه های دوساله وایسی یه گوشه لب بلرزونی و هاج و واج دور و برت رو نگاه کنی ، از گم شدنت خوشحال باش اتفاقا خودتو بیشتر گم و گور کن ، گم شدن خوبه چون بهت یه فرصت استراحت میده ، بزار همه چیز با تو گم شن ، بعد بشین کم کم هرچیزی رو که میخوای پیدا کن ، بعضی چیزها به صلاحته که پاک شن که گم شن که نباشن .هیچوقت به احساس حقارتت دامن نزن ، بمیری هم از خیلی چیز ها و اشخاص باید بگذری تا حس خوب تو وجودت باز رشد کنه ، جوونه بزنه ، چی مهم تر از اینکه حالت با خودت خوب باشه ؟! چی بهتر از این که بتونی خودتو دوست داشته باشی ؟! نزار هر چیز مزخرفی ریشه کنه تو وجودت ، و توی زندگیت اون حس حقارت رو برات بیارههرچقدرم از خودت بدت اومد ، حقیر شدی ، حق نداری وسط این همه اتفاقات وحشتناک و عجیب و غریب خودت رو تنها بزاری ، که خودتم به خودت پشت کنی ، میفهمی ؟ حق نداری !
برچسب:
نویسنده: ترانه رجبی