خیلی قربون صدقه هم میریم خیلی هم رو دوست داریم اما حرفایی که میخام الان بزنم شاید قبلا هم مثلش رو گفته باشم اما دوست دارم که بگم ، بعضی ها به زبون نمیارند میگن طرفمون پر رو میشه اما من فکر نمیکنم تو اینطوری باشی در عوض پر رو شدن علاقت بیشتر خواهد شد ، انشاالله که همه چیز جور میشه و ما به مقصدمون یعنی رسیدن بهم میرسیم به خواست خدا من امید دارم اما وقتی بهم رسیدیم میخوام یادت بمونه من همه چیزت رو دوست دارم ، قد بلندت ، استیل قشنگت ، موهای لٓختت ، تن سفیدت اخلاق خوبت صبر زیادت که با منه دیوونه میسازی ، محبتت ، ابزار علاقت
حرف زدن حتی مدل ناخون های انگشت پاهات و مدل انگشت هات مخصوصا انگشت کوچیکه پات . باید شناخته باشی منو که ریزبینم خیلی دقت میکنم شاید خوب باشه و شاید هم بد ، اما میخوام بدونی اینهایی که تو داری توی خیلی از دختر ها هست ، شاید دخترهایی که همشهری من هم باشن اما من سختی این ازدواج ، منظورم بهم رسیدن از دو سر نقشه و ساختن اینده باتو این چیزها نیست . چیزی که تورو تو چشم من خاص کرده بِکر بودنته ، معشوقه جانم عزیز دلم مهربونم خیلی فرق هست بین قله کوهی که توسط یکنفر فتح شده و بعد از اون شده تفریحگاه عموم ، همه میرن میان استفاده میکنن ازش ، من نمیخام خدایی ناکرده بقیه رو زیر سوال ببرم ها ، آدم تفریحگاه عمومی هم میره میتونه لذت ببره ، اما آرامشی که توی قله فتح نشده ، توی قله ی بِکر هست هیچ جای دنیا نیست من اسیرت شدم ، خودم نمیخاستم اسیر کسی بشم خودت هم میدونی و یادته اولش که چقدر میگفتی و من میگفتم نه ، اما با بودنت بهم ثابت کردی ، خودت رو ثابت کردی ، دوست داشتن تو منم وادار به دوست داشتن کرد ، اومدن و بودن رو همه بلدن ، خیلی ها میان و هستن اما موندن رو هرکسی بلد نیست ، میان و هستن اولین بدی ای که ببینن فلنگ رو میبندن ، اما تو فرق داری تو جزو همون ده درصد آدم هایی هستی که میان و میمونن ، کم دلت رو نشکستم که البته هدفدار بودن و میخاستم ببینم موندن رو بلدی یا نه ، کم بد اخلاقی نکردم اما تو موندی ، من پای این موندنت جون میدم ، گفتی حرفش رو نزن برای بار اخر حرفش رو میزنم و همینجا تمومش میکنیم ، نفرقبلی اومد بود اما موندن بلد نبود ، بچه بود ، چون عشق رو بلد نبود من کم کم سرد شدم و خودم گفتم نه ، جالبه بدونی ارتباط رو خودم بهم زدم چون شناختمش و فهمیدم زن زندگی نیست بیشتر دختربچه ست . اما تورو دوست نداشتم . ک کم کم کم کم اومدی و شناختمت و خودت رو ثابت کردی ،ثابت کردی واسه لذت جویی نیمدی واسه اینکه حوصلت سر رفته نیومدی ثابت کردی ازدواج نمیکنی که پُز بدی ، تنها چیزی که نپرسیدی کار و پول و خونه و حساب بانکی بود که همین موندت باعث نرم شدن قلب من شد ، میخوام بدونی دختر ساده ای و بی شیله پیله ای هستی ، شاید خجالت بکشی از اینکه خیلی از اصطلاحات رو نمیدونی خیلی کارها رو بلد نیستی یا کلا دوست نداشته باشی انقدر ساده باشی دوست داری زرنگ باشی ! میخام بگم من اگر تو رو انتخاب کردم اگر وارد دنیام کردمت اگر دلم رو بهت دادم واسه همین سادگیته ، سادگی چیزیه که تو خیلی از دختر ها نیست و تو داریش ، انتخابت کردم چون زلالی از روی صورتت از روی حرکات و وجناتت میشه تا ته دلت رو خوند ، انتخابت کردم چون ته دلت هیچی نیست . چون دلت اندازه یه گنجیشکه چون دختری ! خیلی از دخترها دختر نیستن ، نه از لحاظ جسمی ، از لحاظ روحی منظورمه ، میخوام که تا اخر دنیا اگر انشاالله بی حرف و پیش باهم ازدواج کردیم همینقدر ساده و زلال بمونی ، شاید خیلی چیز ها رو بلد نباشی اصلا فکرش رو نکن منم خیلی چیز هارو بلد نیستم باهم کمک میکنیم بهم رشد میکنیم ، امیدوارم با بدی های من که بیشتر آشنا شدی ازم زده نشی و مثل الان موندن رو از حفظ باشی ! خودت میدونی من مثل تو بِکر نیستم یک روزی یک نفری اومد و من رو فتح کرد ، اما چون لیاقت نداشت خودم بیرونش کردم و دیگه نذاشتم کسی بیاد تو وجودم ، تو که باشی من خیلی مغرور تر خواهم شد ، البته کلا مغرور هستم اما تو که بیای توی دنیام من از همه بی نیاز میشم خیلی مغرور تر میشم میخوام بفهمی اگر برای تو غرور ندارم دلیل بر ضعف ام نیست تنها دلیلش اینه که تو رو بیشتر از غرورم دوست دارم ، از همین الان دوست دارم فخرت رو بفروشم این چیزا رو به دخترای امروزی بگی خدا رو بنده نیستن نگاتم نمیکنن دیگه اما میدونم تو فقط علاقت بیشتر میشه چون فهمش رو داری ، دوست دارم فخرت رو بفروشم ، بگم ببینین چه انتخابی کردم ، چه خانوم زیبایی دارم ، چه خانومه خانومی دارم ، باور کن خیلی وقت ها واسه تو واسه ارتباطمون صدقه میدم ، تو خیلی خوبی میترسم که چشمت بزنن ، فقط اینو بدون که دوستت دارم ، هرچقدرم که ادای سرد بودن رو درارم و مغرور باشم باز همه میفهمن ، وقتی که اسمت میاد لبخندم با لبخند و خنده های همیشه ام فرق داره .
| نامه هایی که بعد از وصال باید بخوانی |
برچسب:
نویسنده: ترانه رجبی