خرید بک لینک

درباره سایت

001

امکانات وب

همه خونه تاریکه ؛ حتی اون دوتا لامب رنگی هام که توی راهرو روشن میذاشتیمم خاموش کردم ؛ چشمام روی گوشی قفل شده
حس میکنم سرگیجه دارم ، صفحه گوشی تو چشمام میچرخه از خستگی بازوهام تنم پاهام داره گِزگِز میشه ، اونقدر خمیازه
کشیدم که لبام نای باز شدن نداره اون هوای زیادی که میخام بدم تو بیارم بیرون و از بینیم میدم ، هر از چند گاهی صـدای
هواپیماهایی که انگار جاده شون از بالاسر خونه ی ما رســـمشده رد میشن ، فردا تا آخر تعطیلات همه جا تعطیله کاری
نیست ، درسی هم ندارم ، هوای اتاق هم که مطبوعه ، بالشت زیر سرمم نه شُله نه سفته ؛ پس چه مرگمه ؟! همه چیز آماده
خوابیدنه ؛ خوابیدن با آرامش ؛ بدون دلشوره و اضطراب اما خواب نمیرم ؛ قطعا باید روشی جز اینکه دراز بکشیم منتظر
باشیم خواب بریم هم برای خوابیدن باشه ، من کلا با این روشمشکل دارم خب ؛ آخ ؛ تو ؛ تورو ندارم دختر ! فهمیدم خـــودت
که تشیف نداری و تشیف نخواهی آورد پس بزار این ... آهان ....صبر کن ... بیا اینجا .... آخیش ! :) ! بهت گفته بودم که
واسه هرچیزی چاره پیدا میکنم ؟! این بالشته همونه که جای تو شب ها بغلش میکنم درسته خب گرمای تنت رو نداره درسته
اسلوبش مثل اسلوب بدن تو نیست ؛ درسته موهای بلند نداره براش با انگشتهام مرتب کنم ؛ درسته لُپ نداره که بکشم ،ولی
... خب آغوشمو پر میکنه ! میتونم چشمام رو ببندم و توعــــــه لعنتی رو تصور کنم و فکر کنم تو بغلمی ! خب کاری نداری؟
من خوابیدم زیباترین دختر کل بشریت ! . .. ... .... ..... ....ای بابا ! نشد که ! چیه خنده داره ؟! شلوارک با عرقگیررکابی
خنده داره ؟! الان که دیگه همه چی جوره آخه چرا پ خوابـــم نمیره ؟! همونطوری خودمو میندازم رو بالشت دستهام رو زیر
سرم قلاب میکنم بدون اینکه پتو بندازم یا بدل تورو بغل کنم به یه نقطه تو تاریکی خیره شدم ؛ حالا که بیکارم بزار افکارم
رو مرتب کنم ؛ این افکار نامرتب باشه همش آدم کلافه ســـت.. ... .... ..... یافتم ! فهمیدم حاجی این فکرت تو این ســـر
منه هی داره وول میزنه ؛ تو که رفتی ؛ میشه برگردی افکار وخاطرات و ....تم با خودت ببری ؟ ببین بقران هرشب نمیــزاره
من بخوابم همش وول میخوره ؛ هی ام خودشو میکوبه به اینشقیقه هام ؛ ببین دستتو بده بزارم روش ... دیدی نبضشـــــم
تند میزنه ؛ بیا قربونت بیا اینارو وردار ببر بزار ما راحت یکــٰمآرامش بگیریم ! میدونم ، دیره ؛ باید ساعت نُـه شب میذاشتم
جلو در ولی گذشته دیگه ؛ بیا وردار ببر سر جدت اینجا بمونهبو میگیره هم منو اذیت میکنه هم اطرافیانمو ! نشستی که !!!
بیا وردار ببر دیگه
پ ن )
انتقام رو باید آروم آروم گرفت ، مث سرطان که یواش یواش نابودت میکنه ؛ مثلا یه جوری که طرف آرزوی مرگ کنه کاش میمرد و انتقام
رو نمیدید

برچسب: نویسنده: ترانه رجبی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1396 ساعت: 17:43

صفحه بندی