326 - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 22:56
بار بعد نیامد که ببینمت ؛ بار بعد نیامد که برایت از قبل نوشته باشم که بار بعد ببینمت میخواهم با تو معاشقه کنم ؛ نیامد که برایت ازقبل نامه هشدار داده باشم که میخواهم آبستن ات کنم ؛ هم توراهم خودم را ؛ دوست داشتم این را از قبل نـوشـتـه بودم برایت ؛ عزیزجان ؛ بـارِ بعدی باهم معاشقه خواهیم کرد ؛ با همان
327 - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 22:56
باور کنید دوست داشتن فقط به این نیست رو به رویت بنشیند شصت بار پشت هم مدام بگوید دوستت دارم ها ... ببین دوستت دارم ها ... ببین آقا دوستت دارم ... ؛ نه ؛ یکوقت هایی محبت جوری ابراز میشه که اصلا تا بحال ندیدی ؛ که اصلا بلد نبودی ؛ سر محبت رو که دیدی از یک رفتاری باید تیز باشی بگیریش ؛ دنبال لفظ نباش ؛
328 - تاریخ: 1396/3/17 ساعت: 22:56
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
323 - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 18:11
امروز روزش بود ؛ روز بزرگداشت دلیل بداخلاقی های جنس مونث روز بزرگداشت دلیل خستگی های یک زن ؛ روز جهانی دلیل دردهای هر ماهه یک زن ؛ من زن نیستم ؛ اما کسی که دوستش دارم زن ست این بدین معنی ست که این مقوله تنها متوجه زن ها نیست ؛ شایدباید این روز را به مردها یادآوری کرد ؛ به مرد ها هشدار داد ؛ زن لازم
324 - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 18:11
مردی که امروز عاشقت میشه ؛ عاشقش میشی ؛ مردیه که تا امروز خیلی از هم جنس هات ازش متنفر بودند ؛ زنی که امروز عاشقـــش میشی و عاشقت میشه ؛ زنیه که همین چند وقت پیش دنیای یک مــردرو ریخته بهم ؛ واسه دوست داشتن و حس عـلـاقـه زاویه دید و ماده و تبصره تعیین نکن ؛ دوست داشتن فرق داره با عقل با فلسفه با منط
325 - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 18:11
و اما سیگار ؛ سیگار ؛ این لذتِ سوزناک ؛ دود سیگار زبان رامیسوزاند ؛ میسوزد اما لذت جذب نیکوتین اش شیرین ست ؛ درددارد سوز دارد اما شیرین ست ؛ هم آرام میکند هم گردش خون رابالا میبرد ؛ هم آرامبخش ست هم ناآرام کننده ؛ از چیزی حرف میزنم که تا بحال تکلیفـش با خودش مشخص نبوده نه تنها با خودش بلکه با هیچکسی
313 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
سرعت قطار زندگی آدم ها باهم متفاوت ست ؛ همه با هم به یک ایستگاه نخواهند رسید ؛ اما همه قطعا به ایستگاه های مختلف خواهند رسید ؛ از ایستگاه آخر حرف میزنم ایستگاهی که هـــر بنی بشری یکروز بهش میرسد و قطار رومیزند کنار و مینشیند روی صندلی کنار ریل و رسیدن ها رو تماشا میکند ؛ همیشه هم خنده روی لب دارد ؛
314 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
حتما باید علنا بگویم؟علنا بگویم از من دیگر نمیآید ؟! علنا بگویم یک خلع سلاح شده ام ؟! باشد ؛ کاری از من ساخته نیست این رامدت زیادی ست که میدانم ؛ توجه نمیکنم خودم را میزنم به آن راه ؛ به این که برفرض مثال نمیدانم ؛ میدانم برای لذت و احساسات خاص من مـأمـن و مـأوایی نیست ؛ مـأمـن و مأوایـی که میگویم ج
315 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
سخن ام به مزاج خیلی ها خوش نمی آید ؛ قصد سخن گفتن در مورد این قشر نداشتم اما چه کنم که دلم گرفت از دیدن این تصویر ؛ تصویر مربوط به تجمع روز بعد از شادی ملت برای پیروزی در انتخابات ست ؛ بانوی محترمی که برای اعتراض به بی حجابی تجمع میکند و شعار میدهد ؛ قبل از هرچیز بگویم که نوامیس بنده چادری اند و من
316 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
خانوم جان ؟ چرا انقدر چهره تان متاصل ست ؟! شما که کاری نکردید خانم جان ؛ فقط دل بخودتون خوش کردین و بعد فهمیدید تکلیفتان با خودتان هم روشن نیست ؛ خانوم جان شما که کاری نکردین ؛ خانوم جان من ایراد دارم ؛ همه با من میفهمند ؛ خانوم جان ؟ سرت رو بالا کن ؛ همه با من میفهمند توان ارتباط ندارنـــد میخواهن
317 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
تنهانشسته بود روی نیمکت ؛ رو به روی کاخ گلستان ؛ رو به روی مسجد ارک ؛ محله بازار تهران ؛ مردم محله از کنارش رد میشدن از هردونفر یک نفر چندثانیه خیره میشد بهش و بعد راهش رو میگرفت و میرفت ؛ کفش هاش گل گلی نبود ؛ یه جفت بادی ؛ رنگ خاکی پاش بود ؛ مانتوش اتوکرده نبود ؛ سبزخاکی اما چروک ؛ رنگ کوله اش شاد
318 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
ای کاش های من مشهور ست ؛ ای کاش هایی که هیچوقت به وقوع نخواهد پیوست ؛ ای کاش امکان داشت که تنها بود اما تنها نبود کاش امکان داشت تنهایی و تک پر بودن هم کالبد داشت ؛ میشد بنشانی اش کنارت ؛ کمربندش رابرایش ببندی ؛ ممانعت کنه ؛ در چشمهایش زل بزنی بگویی ؛ تا کمربندت را نبندی حرکت نمیکنم ؛ میخواهی توراهم
319 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
میگوید سه سال ست که میشناسمت هنوز تکلیفت با خودت مشخص نیست ؛ چرا فکر میکند تکلیف ام با خودم مشخص نیست ؟!مشخص ست ؛ حرف من را باور ندارند تو بیا بگو که آقاجان تکلیفش باخودش مشخص ست ؛ بیابگو که من فقط در کما به سر میبرم آدمی که درکماست فرق دارد با کسی که تکلیفش با خودش مشخص نیست من که هنوز فراموش نکردم
320 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
بیماری ترنس را خوب میشناسم اما بیماری ای که من دارم را هنوز کسی نشناخته ؛ اسمش را گذاشته ام مجهول ؛ در این بیماری شما در رابطه ات جسمت جنس مخالف ست اما روحت روح موافق میشود بدین صورت که اگر مرد باشی فقط در ارتباط با معشوقت روحیاتت زن میشود ریز بین میشوی بهانه گیر میشوی بچه میشوی و اگرزن باشی فقط در
321 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
میگویم اصلا فهمیدید چه شد ؟ همین دیروز سال تحویل بود کم کم داریم بهار را تمام میکنیم وارد زمستان میشویم ؛ میگویم من چندین سال ست عید نوروز ندارم ؛ زمستان می آید میرود اما بهار نمیشود ؛ برآن شدم که بنویسم آدم ها درون خودشان جز چهارفصل سال ؛ چهار فصل شخصیِ جان هم دارند ؛ همیشه به طور قطعی بهار دنیا به
322 - تاریخ: 1396/3/7 ساعت: 9:01
برادر نبوده ام یعنی یکسال بیشتر برادر نبودم اما حس میکنم برادر بودن لذتی ست که به هر کسی نمیدهندش ؛ لذت دارد دیگر ؛ برای مثال فرض کن از آشپزخانه صدایت کند نشنوی ؛ بیاید هدفونت را در بیاورد بگوید داداش خب هنجره ام پاره شد در این سس باز نمیشه بازش کن میخوام برات سس سالاد درست کنم پر مایونز از همونا که
294 - تاریخ: 1396/2/5 ساعت: 22:40
خب ؟ میخوام بگم اصلا با همه فرق داشت ؛ یه جوری بود ؛ کسی نمیتونست توصیف کنه ؛،یکی بود که واقعا بود ؛ واقعا مرد بود تاحدی که خود خدا هم کِیف میکرد همچین مخلوقی داره ؛ از بدوِ تولد تا زمان ازدواجـش که از بدوِ تولد تا به رحمت خدا رفتن مادرش بی احترامی به مادر و پدرش نکرد همیشه احترامشون رو داشت بعد ماد
295 - تاریخ: 1396/2/5 ساعت: 22:40
من قبل تر فکر میکردم زن ها نباید بترسنداز هرچی هم بترسند نباید از مردشون بترسند چون تنها شخصِ همیشگیشونه همیشه بدم میومد ازمردهایی که مثل سگ پاچه میگیرن ؛ مثل سگ داد و بیداد میکنند ؛ مثل سگ آسیب میزنن ؛ وحشــی میشن ؛ بعد از تو اما بزرگ شدم ؛ یعنی تو بزرگم کردی ؛ باورم رو عوض کردی ؛ حالا الان از نظرم
296 - تاریخ: 1396/2/5 ساعت: 22:40
وصیت : هیچوقت جلوی فرزندت به همسرت چپ چپ هم نگاه نکن ؛ بچه رو دک کن ؛ تنها که شدین بزنین تو سر و کله هم !
297 - تاریخ: 1396/2/5 ساعت: 22:40
فقط میخواهم بگویم دیدید ؟! بدون اینکه کسی صدای پایش را بشنود ؛ غیراز زمانی که منتظرش باشند ؛ آمد ؛ گرفت ؛ بُرد ؛ تمام ! تمام آرزو هایش خط خورد ، تمام برنامه ریزی هایش خط خورد ؛ در یک جمله خلاصه شد ؛ عارف لرستانی درگذشت ؛ عارف قبل ازخواب فکر نمیکرد که صبح ای را نخواهد دید ؛ عارف قبل از خواب دیشــب فک